{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

____[The Forbidden Crossing]____

تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁸³

نگاهی به رایا انداختم و توی دلم گفتم:
+ولی هیچوقت نمیذارم بلایی سرت بیاد..

عشقی که نسبت بهش داشتم، عشقی نبود که توی چند ماه به وجود اومده باشه...
انگار سال‌ها منتظر بودم فقط چشم‌هاش رو ببینم و غرقشون بشم(دوستان کسی میدونه جونگ‌کوک کجا میفروشننننن؟؟؟؟)

با صدای تهیونگ رشته افکارم پاره شد..
^الووو جناب جئونننن
+ها؟ چی؟
^مثلا صاحب‌خونه هستیااا گشنمونهه
-منم گشنمهه
+فسقلی تو کی گشنت نیست؟
=ببخشیدااا احساس اضافی بودن میکنممم
کمتر قربون صدقه همدیگه برین چندشااا

رایا رو به مری کرد و گفت:
-من خیلی وقته شما دو تا چندشو تحمل میکنم پس بتمرگ سر جاتت

مری گفت:
=به نکته خوبی اشاره کردی پس زود یه چی بدین بخوریمم

و خنده‌هایی از ته دل...

برای شام فست فود سفارش دادیم و زدیم توی رگ
بعد از کلی دلقک بازی های مری و تهیونگ دیگه از شدت خندیدن دل درد گرفته بودیم..
=خب بسه دیگه بریمم

رایا سریع بلند شد و گفت:
-کجاااا بمونین امشببب

مری لبشو گاز گرفته و گفت:
=وااا مگه میشه مزاحم شب خشگل شما بشم؟

رایا سریع سرخ شد و گفت:
-مری میبندی یا نههه

تهیونگ با چشماش به مری اشاره کرد و گفت:
^خب راست میگه دیگه
داداشم موفق باشی

رایا انگار میخواست آب بشه بره توی زمین
و به شدت هم بامزه شده بود
-کم زر بزنین میخواین برین اصلا به من چههه
=باشه پس رفتیم دیگه

بعد کلی بوس کردن رایا بالاخره از هم دل کندن و رفتن
بعد از اینکه رفتن من و رایا یک دقیقه به در بسته شده خیره شده بودیم
که رایا گفت:
-چه ساکت شد خونههه

همون لحظه روحیه شیطتنم فعال شد(جونگ کوک جان شما خود شیطونی😂😈)
آروم به دیوار چسبوندمش ..
-هویی چی..چیکار میکنی؟
+اگه ساکت شده میخوای پر سر و صداش کنیم؟
....
دیدگاه ها (۳۶)

____[The Forbidden Crossing]____

____[The Forbidden Crossing]____

____[The Forbidden Crossing]____

____[The Forbidden Crossing]____

____[The Forbidden Crossing]____

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط